تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
نظرى بياندازد تا بفهمد كه آيا طلوع فجر شده يا نه ؟ حال چنين كسى بدون نگاه به افق شك مىكند كه آيا طلوع فجر صادق شد تا اكل و شرب بر او حرام باشد . ( به مقتضاى
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ » )
يا هنوز فجر طالع نشده كه شبهه بر حسب ظاهر موضوعيه است و ربطى به شارع ندارد و بايد مكلف با نظر به افق رفع شبهه كند در چنين موردى محقق نائينى فرموده : نظر واجب است ولو شبهه موضوعيه باشد البته بعد فرموده : كه چنين نظرى فحص محسوب نمىشود چون متبادر به ذهن از فحص آنست كه انسان حداقل چند قدمى بردارد و گشت‌وگذارى داشته باشد و در مورد چنين كسى اين امور نيست و صرف نگاه به افق است بدون اينكه حتى يك قدم بر دارد و لحظه‌اى از كار منصرف شود و . . . جناب مصنف مىفرمايد : اگر نظر فحص نباشد بايد گفت چنين شبهه موضوعيه‌اى تخصصا و موضوعا از محل بحث خارج است ( چون بحث ما در وجوب فحص است و در مثال مذكور سخن از وجوب نظر است فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد ) نه اينكه خروج تخصيصى و حكمى داشته باشد . 2 - طبق نقل شيخ « 1 » مرحوم محقق قمى صاحب قوانين فرموده : در مواردى كه ترك فحص در شبهه موضوعيه وجوبيه موجب شود كه كثيرا ما واجب از دست مكلف دررفته و فوت شود البته فحص لازم است و الّا تالى فاسد دارد و براى اين مورد مثال آورده به باب حج كه شخصى حكم كلى را مىداند كه در اسلام بر آدم مستطيع حج واجب است ولى شبهه در موضوع دارد كه آيا خود او بدرجه استطاعت
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 309 .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 193 | على محمدى خراسانى