هردو نحو انجام داد يعنى يك بار جهرا و يك بار اخفاتا بدليل اينكه اصل تكليف معلوم است و ما قطعا مكلف هستيم و احتياط هم ميسور است و اتيان به مأموربه بر نحو احتياط و درك واقع هم مقدور است و لذا لازم است احتياط كرده و عمل را تكرار كند از باب اينكه به حكم عقل الاشتغال اليقينى يستدعى الفراغ اليقينى و تكرار عمل به اينست كه يك بار با آن امر مشكوك و يك بار بدون آن انجام دهد تا يقين كند كه على كل حال امتثال كرد . . .
قوله : نعم : اگر منشأ شبهه تعارض نصين باشد يعنى حديثى وارد شده مبنى بر اينكه جهر به قرائت شرطيت دارد يا فلان امر در نماز جزء است و حديث ديگرى آمده دالّ بر اينكه جهر به قرائت مانع است يا فلان امر قاطع است نه جزء و با يكديگر تعارض كردهاند و هيچكدام هم رجحان ندارد در اين فرض ما طرفدار تخيير هستيم روى همان ضابطهاى كه مكرر گفتهايم زيرا كه اخبار تخيير بين المتعارضين عام و مطلق بوده و اين گونه متعارضين را هم شامل است ولى اگر منشأ شبهه فقدان يا اجمال نص و خلاصه غير از تعارض نصين باشد جاى احتياط است .
خاتمة شروط اصول عمليه
تابهحال با سه اصل از اصول عمليه عامّه آشنا شديم :
1 - اصالة الاحتياط 2 - اصالة البرائة 3 - اصالة التخيير . و موارد جريان هر كدام را نيز بدست آورديم اينك مىخواهيم بدانيم كه اجزاء هركدام از اين اصول در مجارى خودشان شروطى دارد يعنى اينچنين نيست كه به محض برخورد با شبههء