تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
ترك شود ؟ و نيز آيا شرط است يا قاطع ؟ ( فرق قاطع و مانع اينست كه هردو عدمشان در عبادت معتبر است ولى مانع عدمش من حيث هو معتبر است و قاطع عدمش از آن حيث معتبر است كه وجودش مخلّ به هيئت اتصاليه است ) . چند مثال : در نماز ظهر روز جمعه آيا جهر به قرائت واجب و شرط است كه بايد رعايت شود يا حرام است و بايد اخفاتى باشد و وجود جهر مانع است ؟ فقيل بوجوبه و قيل بعدمه . مثال ديگر : در ركعت سه و چهار نمازهاى رباعيه شخص مىتواند بجاى تسبيحات حمد بخواند ولى آيا جهر به بسم الله شرط و واجب است يا مانع و حرام ؟ مورد بحث است . مثال ديگر : شخص فراموش كرده بدون خواندن حمد وارد سوره شد و در اثناء سوره يادش آمد آيا تدارك حمد به قصد جزئيت واجب و جزء است يا زيادى مبطل است و هيئت اتصاليه را قطع مىكند و نبايد انجام شود ؟ و هكذا مثالهاى ديگر . . . حال در دوران امر بين شرطيت و جزئيت و بين مانعيت و قاطعيت چه بايد كرد ؟ دو قول است : 1 - عده‌اى قائل به تخيير هستند از باب اينكه دوران بين محذورين است و مكلف مخير است بين فعل جهر و ترك آن ، فعل حمد و ترك آن و . . . 2 - عدّه‌اى هم طرفدار لزوم احتياط هستند . و جناب مصنف از اين گروه است كه مىفرمايد بايد احتياط كرد و عمل را به