و به ديوار كوبيد .
در نتيجه از اين حديث نتوان استفاده كرد ( البته در مقابل آيهاى هم داريم كه مىفرمايد :
« لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ
« 1 »
. . . »
كه شأن نزول اين آيه همين مورد حج است و وجه الجمع اين آيه و آيه سئوال و امثال آن را بايد از كتب تفسير بدست آورد « 2 » .
و امّا حديث دوّم : مصنف مىفرمايند : در ظهور اين حديث در مطلوب ما بحثى نيست زيرا كه كلمهء كل دارد و بدان معنا است كه مركبى كه تمام اجزائش را نشود بدست آورد نبايد همهء آنها را از دست داد بلكه بايد به مقدار قابل ادراك انجام داد و سلب ايجاب كلى است نه اثبات سلب كلى ( البته لا يبعد كه اين روايت اشاره و ارشاد به حكم عقل باشد كه عقل هم مىگويد :
آب دريا را اگر نتوان كشيد * هم به قدر تشنگى بايد چشيد )
. و امّا حديث سوم : مصنف مىفرمايد : اين حديث هم دلالتش بر مدعا تام است زيرا كه مراد از الف و لام الميسور عبارتست از فعل ميسور و معناى حديث اينست كه « الفعل الميسور لا يسقط بالفعل المعسور » و فعل اعم است از وجوب اكرام زيد و بكر و . . . كه افرادند و يا وجوب اتيان به تكبيره و تحميد و ركوع و سجود و . . . كه اجزاء هستند پس براى هردو قسمت مفيد و بر هردو بخش دليل است .
( البته در رابطه با دلالت هريك از سه حديث مذكور اقوال ديگر و اشكالاتى
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيه 101 .
( 2 ) - به تفسير نمونه ، ج 5 ، صفحهء 96 .