شديم مثل نماز و همهء اجزاء آن مقدور نبود آنمقدارى را كه مقدور است بايد انجام دهيم .
فالحديث اجنبى عما نحن بصدده و شاهد بر اينكه حديث مال مورد اوّل است دو مطلب است :
الف : قرينهء مورد و آن اينكه روايت در مورد حج وارد شده و حج فردى از افراد واجبات است نه جزئى از اجزاء آن تا مربوط به كل و اجزاء باشد .
ب : قرينه سئوال كه مرد پرسيد : يا رسول الله آيا در هرسال بايد حج بجا آوريم ؟ و واضح است كه در هرسال حج مىشود فردى و مصداقى از مصاديق كلى حج نه اينكه هرسال جزئى از اجزاء آن منظور باشد .
2 - مفاد حديث مشتمل بر مطلب باطلى است و دليل آنست كه اصل صحت و صدق حديث و صدور آن از معصوم زير سئوال برود .
بيان ذلك : مفاد حديث نهى از زياد پرسيدن از احكام است كه اينهمه از پيامبرتان حكم شرعى را نپرسيد بلكه ساكت باشيد و هرچه را از خود گفت بدان عمل كنيد در حالى كه اين مؤدا بر خلاف صريح كتاب و سنت است كه در آنهمه آيات و روايات امر فرموده به اينكه بپرسيد - تحقيق كنيد - طلب علم كنيد ، برويد از محضر انبياء علم دين بياموزيد - فقيه در دين شويد . و . . . كه به عنوان نمونه به آيه ذكر يا سئوال اشاره مىكنيم كه فرموده :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » *
اين آيه امر به سئوال فرموده و امر ظهور در وجوب دارد يعنى واجب است بپرسيد تا دانا شويد و لا ريب در اينكه حديث مذكور با اين آيه و امثال آن مخالف است و به حكم روايات فراوان علاجيه بايد آن را طرح كرده