اكرام كرد ولى در يكى از آنها مردد شد كه آيا او نيز از علويين است تا واجب الاكرام باشد و صد و يك نفر را بايد گرامى بدارد يا نيست تا نباشد ؟ شبهه موضوعيه است و منشأ شك امور خارجيه است و براى رفع شبهه بايد به عرف مراجعه كرد نه به شارع حال در چنين موردى دو احتمال متصور است .
1 - محتمل است بگوئيم : اكرام آن فرد مشكوك لازم نيست و اگر اكرام نكرد عقابى نخواهد شد و الاصل البرائة بدليل اينكه خطاب به عنوان علويين تعلق گرفته و مراد از علويين هم كسانى هستند كه در واقع علوى باشند نه خصوص معلوم العلوى ها زيرا كه الفاظ اسامى هستند براى معانى واقعيه خودشان پس بايد هركس را كه در واقع علوى هست اكرام كند چه علم داشته باشد يا نه و لكن اين را هم مىدانيم كه واقع بما هو واقع متعلق تكليف نيست بلكه واقعيكه از طريق علم يا ظن معتبر به او رسيده باشيم متعلق الحكم است و نسبت به اين فرد ما شبهه داريم نه علم يا ظن و لذا واجب الاكرام نيست و على الفرض در شبهات موضوعيه فحص هم لازم نيست .
2 - و محتمل است بگوئيم : اكرام آن فرد مشكوك واجب است چون عنوان واجب اكرام مجموع علويين من حيث المجموع است و بايد يقين كنيم كه اين عنوان حاصل شد و هو لا يحصل الّا باكرام هركسى كه محتمل است علوى باشد و لذا از باب مقدمه علميه و علم به امتثال بايد افراد مشكوك را هم گرامى بداريم بنابراين جناب مصنف در اين بخش متوقف هستند و قاطعانه فتوا به يكطرف ندادهاند بلكه متردد شده و دو احتمال ذكر نمودهاند .
قوله : و ان كان الشك : تابهحال پيرامون شك در جزئيت خارجيه و شرطيت خارجيه و قيديت يا جزئيت ذهنيه بحث مىكرديم و حال مقدارى راجع به
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٤