تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
شك در مانعيّت بحث مىكنيم مثلا مىدانيم كه شرعا نمازخواندن در لباسى كه از پوست حيوان غير ماكول اللحم درست شده باشد ممنوع است « و لا تصل فيما لا يؤكل لحمه » ولى در خارج در موردى شك شده كه آيا فلان لباسى كه مصلى پوشيده از غير ماكول اللحم است تا مانع باشد از صحت نماز يا از مأكول اللحم است تا مانع نباشد و در نتيجه شك مىكند كه نمازخواندن در آن جايز است يا خير ؟ جناب شيخ فرموده « 1 » : مرجع شك در مانعيت به شك در شرطيت عدم است زيرا كه هرچيزى كه وجودش مانع شد عدم آن شرط است و در نتيجه ما شك مىكنيم كه آيا فلان امر مانعيت دارد يعنى عدمش شرط هست يا نه و در شك در شرطيت به عقيدهء شيخ اصل برائت عقلى و نقلى جارى است . و جناب مصنف هم مىفرمايند : حكم به جواز صلوة در اين لباس مىكنيم بدليل اينكه : ما نمىگوئيم : غير مأكول اللحم بودن مانع علمى است تا نتيجه بگيريم كه حالا كه علم نداريم پس مانعيتى هم نيست بلكه ما هم قبول داريم كه مانع واقعى است و در واقع و نفس الامر نبايد لباس مصلى از جنس غير مأكول باشد و لكن واقع من حيث هو واقع كه ملاك نيست بلكه واقعى كه علم يا ظن به آن پيدا شود و اگر از اين طريق به واقع نرسيديم تحصيل آن از راه احتياط لازم نيست و لذا اصل برائت و جواز كار خود را مىكند . قوله : بل : در اين قسمت ترقى كرده و مىفرمايند ما با يك اصل مىتوانيم عدم مانعيت را احراز كنيم و آن اينكه شك داريم كه اين مكلف بالفعل در خارج متلبس به لباس غير مأكول اللحم هست يا نه ؟ استصحاب عدم جارى مىكنيم و
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 286 .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 175 | على محمدى خراسانى