شبهه وجوبيه .
تنبيهان
همانگونه كه دأب اصوليين است در پايان هربحثى امورى را به عنوان تنبيهات مىآورند جناب مصنف نيز از آنها متابعت كرده و دو مطلب را به عنوان تنبيه آورده .
تنبيه اول
: تابهحال راجع به شك در اصل جزئيت و شرطيت بحث مىكرديم و ديديم كه كجاها مقتضاى قاعده احتياط است و كجاها برائت ؟ حال راجع به اين بحث مىكنيم كه : گاهى جزئيت يا شرطيت امرى ثابت شده ولى بحث در اينست كه آيا مقتضاى قاعده اينست كه جزئيت و شرطيت مطلقين باشند يا مقيد تين به حال تمكن ؟ معناى اينكه جزئيت يا شرطيت مطلقه باشد اينست كه مقيد به حال تمكن نباشند بلكه چه در حال تمكن و چه تعذر شرط باشند و در يك كلام واجب و مأمور به تحت هيچ شرائطى بدون آن جزء يا شرط مطلوب نباشد و در نتيجه اگر اين جزء يا شرط مقدور بود كلّ و مشروط امر پيدا مىكند و الّا امر به كل و مشروط هم ساقط است .
و معناى اينكه جزئيت يا شرطيت مقيده به حال تمكن باشد اينست كه فقط و فقط در حال تمكن فلان امر شرطيت يا جزئيت دارد و امّا عند التعذر اين امر شرط نيست امّا امر به كل يا مشروط بجاى خود باقى است و ساير اجزاء واجب كه ميسور است حتما بايد انجام گيرد حال آيا مطلقهبودن على القاعده است يا مقيده بودن ؟
مسئله داراى صورى است كه به ترتيب مطرح مىكنيم و در اين قسمت مقدارى با ترتيب كتاب مخالفت مىكنيم : بطور كلى گاهى همان دليلى كه كل و