ذهن ما با تجزيه و تحليل اجزاء و اجناس و فصول درست مىشود و هكذا در باب مطلق و مقيد كه نمىدانيم آيا مطلوب مولى عتق مطلق رقبه است يا عتق خصوص رقبهء مؤمنه ؟ كه در محيط ذهن مقيد و مطلق دو چيزند ولى در خارج و به حمل شايع وحدت دارد يعنى همان رقبه است كه مؤمنه هم هست .
حال مرحوم شيخ جداگانه هريك از اين موارد را تفصيلا بحث فرموده « 1 » ولى از آنجا كه احكامشان مثل هم است مصنف جداجدا طرح نكردهاند .
حال پس از عنايت به صور مسئله مىگوئيم : در هريك از اين صور شك ما بين جزئيت ، شرطيت ، مانعيت و . . . و به عبارت ديگر دوران بين اقل و اكثر سه مسئله دارد :
1 - گاهى منشأ شبهه فقدان نص است يعنى مثلا نصف است گفتهاند نماز با سوره واجب و نصف گفتهاند بدون سوره واجب و ما دليلى بر هيچكدام نداريم لذا امر بر ما مشتبه شده و . . .
2 - و گاهى منشأ شبهه اجمال نص است . مثلا : شارع مقدس غسل را بر آدم جنب واجب كرده و مىدانيم كه در غسل شستن ظاهر بدن واجب است ولى شك مىكنيم كه آيا فلان جزء هم مثل باطن گوش يا پيچهاى شكم آدمهاى سمين در ظاهر بدن داخل است و شستن اينها هم لازم است يا خير كه منشأ شبهه اجمال معناى ظاهر البدن است .
( و مثال ديگرى مرحوم شيخ آورده « 2 » كه نياز به توضيح دارد و ما به متن
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 272 تا 286 .
( 2 ) - رسائل ، صفحهء 279 .