1 - منشأ شبهه فقدان نص باشد . مثال : خبر ضعيفى وارد شده مبنى بر وجوب نماز جمعه در زمان غيبت و يا نصف امت فتوى دادهاند به اينكه در زمان غيبت در ظهر روز جمعه نماز جمعه واجب است و متقابلا خبر ضعيفى يا فتواى نصف امت بر وجوب نماز ظهر دلالت كرده و ما الان علم اجمالى داريم كه در ظهر يوم الجمعه يا صلوة الظهر واجب است يا صلوة الجمعه و نص معتبرى هم بر تعيين احدهما وجود ندارد و لذا منشأ شبهه فقدان نص معتبر بر تعيين احدهما است .
2 - منشأ شبهه اجمال نص باشد مثال : يقينا از مولى يك امر ايجابى صادر شده ولى متعلق آن مجمل است و امرش دائر است بين ذا و ذا مثلا فرموده : ائتنى يا جئنى به عين و ما نمىدانيم كه مرادش از عين ذهب است ؟ يا فضه ؟ و . . . كه دوران بين متباينين يا متباينات است و يا به فرمودهء شيخ اعظم « 1 » خداوند در قرآن فرموده : « حافظوا على الصلوات و الصلاة الوسطى » ولى صلوة وسطى مردّد است ميان صلوة الجمعه كما فى بعض الروايات و غير صلوة جمعه كما فى بعض آخر كه منشأ شبهه اجمال دليل وارده است .
3 - منشأ شبهه تعارض نصين باشد مثال : حديثى گفته : « اذا خفى الاذان فقصر » كه وجوب قصر را برده روى خفاء اذان و مفهومش اينست كه فاذا الم يخفى الاذان فلا يجب القصر و حديث ديگر گفته « اذا خفيت الجدران فقصر » و مفهوم دارد و در بعض موارد كه مثلا خفاء اذان شده ولى خفاء جدران نشده و يا بالعكس ما مردّد مىشويم كه آيا قصر واجب است يا اتمام ؟ دوران بين متباينين و منشأ شبهه تعارض نصوص است يا مثلا كسى كه چهار فرسخ مسافرت كرده و يكشب مانده و
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 268 .