تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
اصلا اعتنا ندارند و مثالهائى زده‌اند كه عبارت اينست « 1 » : الا ترى الفرق الواضح بين العلم بوجود السم فى احدا نائين او واحد من الفى اناء و كذلك بين قذف احد الشخصين لا بعينه و قذف واحد من اهل بلد فان الشخصين كلاهما يتأثران بالاول و لا يتأثر احد من اهل البلاد بالثانى و كذا الحال لو اخبر شخص بموت الشخص المردد بين ولده و شخص آخر و بموت المردد بين ولده و بين كل واحد من اهل بلده فانه لا يضطرب خاطره فى الثانى اصلا . جناب مصنف مىفرمايند : مآل و مرجع تعريف پنجم و ششم به يكى است و آن اينكه ميزان در محصوره و غير محصوره بودن عرف عقلاء است و هركجا كه احتمال حرام ( در شرعيات ) و ضرر ( در امور دنيوى ) عند العقلاء يك احتمال نيش غولى باشد و بدان اعتنا نكنند غير محصوره خواهد بود و هركجا چنين نباشد محصوره است . ( البته اين معيار هم اجمال دارد زيرا كه مصاديقى عند العرف حتما محصوره است و مصاديقى حتما غير محصوره و مواردى پيش مىآيد كه عرف هم متحير مىشود و لذا ناگزير بايد از اصول و قواعد ديگر استفاده كرد و اين در همه‌جا هست ) . جناب مصنف همين تعريف را پسنديده و مىفرمايند : معيار معينى نيست بلكه بايد به عرف رجوع كرد و سرّ مطلب آنست كه عنوان محصوره بودن و غير محصوره بودن مظبوط نبوده و حدّ و حدود مشخّصى ندارد بلكه جابه‌جا فرق دارد بر حسب اختلاف موارد و اشياء فرق دارد مثلا هزار گوسفنديكه يكى از آنها اجمالا نجس و
هامش
( 1 ) - رسائل ، صفحهء 259 .