يعنى اگر شبهه هزار طرف داشته باشد و اجمالا بدانيم كه يكى از آنها نجس است همه مىگويند اجتناب لازم نيست در حالى كه معيار شما بر آن منطبق نيست زيرا اگر هزار گوسفند داشته باشيم در مغازههاى قصابى شهر بغداد يا در كشتارگاه آن كه سر بريده و به ترتيب آنها را آويزان كرده يا روى هم چيدهاند شمارش آنها مشكل نيست بلكه كاملا سهولت دارد پس اين تعريف مبتلابه اشكال است .
ب : جناب محقق ثانى يك قيدى به تعريف مذكور افزوده و فرمودهاند :
غير محصوره آنست كه شمارش آن در زمان قليل و قصير آسان نباشد هرچند در زمان طويل دشوار نباشد مثلا عدد هزار را در زمان قصير نتوان برشمرد بر خلاف عدد 2 و 10 و . . .
موهن اين تعريف : زمان قصير نسبى است و حدّ و مرز مشخّصى ندارد فى المثل پنج دقيقه نسبت به نيم ساعت قصير است و نيم ساعت نسبت به آن طويل است ولى همين نيم ساعت نسبت به يكروز خيلى قصير است و هكذا روز نسبت به هفته و ماه پس قصير و طويل از امور نسبيّه است و حدّ و مرز معينى ندارد .
ج : بعضىها در تعريف فرمودهاند : غير محصوره آنست كه مكلف نتواند حدود و اطراف آن را ثبت و ضبط كند مثلا در عرف مىگويند : فلانى اموالش از حدّ و حصر بيرون است و قابل ضبط نيست يعنى خيلى زياد است .
موهن اين تعريف : اگر ما فرض كنيم كه در شهر قم بازارى به طول يك كيلومتر وجود دارد بنام بازار شيرفروشها و اجمالا بدانيم كه يكى از ظروف شير اين بازار نجس است باز بالوجدان شبهه غير محصوره است و اطراف آن خيلى زياد است ولى اينچنين نيست كه قابل ضبط نباشد بلكه يك مأمور مىتواند در عرض يكساعت
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٣