است .
توضيح اينكه : برخى از واجبات از قبيل حج داراى مقدّمات مفوته هستند يعنى مقدّماتيكه اگر پيشاپيش و قبل از فرارسيدن زمان ذى المقدّمه انجام نگيرند سبب مىشوند كه ذى المقدّمه و واجب در وقت خودش فوت شود از قبيل قطع مسافت نسبت به حج كه اگر مثلا از ده روز يا يك ماه قبل اقدام نكند در موسم حج نمىتواند اعمال حج را انجام دهد آنگاه اشكال اينست كه همه مىگويند : اين مقدّمات مفوته از يك ماه قبل واجب است و بايد تحصيل شود در حالى كه همين مشكل در ما نحن فيه در آنجا هم هست و آن اينكه مكلف از كجا يقين دارد كه فردا يا يك ماه بعد زنده خواهد ماند و مأمور به حج خواهد شد تا از حالا مقدّمات را تحصيل كند حال چه فرق است بين مسئله ما و اين بحث مقدّمات مفوته ؟
مصنف مىفرمايند : فرقشان اينست كه در مثال حج و قطع مسافت يقينا شارع مقدّس حج را از هنگام استطاعت بر ما واجب كرده و يقينا همان شارع مقدّمات آن را هم واجب كرده چه ما علم به بقاء و حيات تا زمان حج داشته باشيم يا نه در هرحال مأموريم به انجام و الّا اگر اين شبهه پيش آيد اغلب واجبات فوت مىشود چون نوعا مقدّماتى دارند و تدريجا انجام مىگيرند و لا يلتزم به احد ولى در ما نحن فيه فرض اينست كه شرعا دليلى نداريم بر وجوب اجتناب از اطراف شبهه در تدريجيات و لذا عقل مىخواهد حكم كند و آن را بر ما واجب كند عقل هم وقتى حكم مىكند كه يقين اجمالى يقينا باشد و آن در فرضى است كه يقين به حيات باشد و ليس فليس اينست تفاوت ما نحن فيه با آن مثال .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤١