تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اضطرار آمد به كلى فعليت تكليف از ميان مىرود .

تنبيه ششم

گاهى علم اجمالى و دوران بين حرمت دو يا چند چيز ميان افراد و اطرافى است كه همهء آنها بالفعل موجود و در آن واحد مجتمع هستند و مكلف هم به همهء آنها مبتلا است و در يك كلام دفعى الحصول هستند همانند انائين مشتبهين ، ساترين مشتبهين و . . . آنچه تابحال ذكر شد حكم اين فرض بود كه گفته شد مخالفت قطعيه حرام و موافقت قطعيه واجب است . ولى گاهى اطراف شبهه تدريجى الحصول است و حرام واقعى مردّد است ميان دو يا چند امريكه برخى از آنها بالفعل موجودند و بعض ديگر بالقوه و در آينده تدريجا موجود مىشوند و هيچگاه همهء اطراف در زمان واحد و آن واحد مجتمع نمىشوند چند مثال : الف : مولائى عبد خودش را از انجام كارى منع فرموده ولى امر بر عبد مشتبه شده و نمىداند كه آيا امروز از انجام آن كار ممنوع و منهى است و يا فردا كه از راه مىرسد نبايد فلان كار را انجام دهد كه يكطرف شبهه امروز و طرف ديگر فردا و خلاصه آينده است . ب : خانمى كه داراى عادت وقتيه و عدديه بود و مثلا هرماه سه روز آن هم از روز دهم قاعده مىشود ولى حالا عادت را از لحاظ وقت فراموش كرده كه چه زمانى از ماه حيض مىشد و عدد را فى الجمله بخاطر دارد كه سه روز است مثلا و يا عدد را هم فراموش كرده حال فرض كنيد در يك ماه از روز اوّل شروع كرد به خون ديدن تا آخر ماه و علم اجمالى دارد كه يا سه روز اوّل حيض است كه الآن مبتلابه است و