اصلا در اطراف علم اجمالى اصول جارى نيست كه نظر ما روشنتر و حكم به طهارت ملاقى مشكلتر مىشود چون اصلا در ناحيه سبب و ملاقا اصل طهارت جارى نشد تا حكم به طهارت ملاقى بشود يا نه .
قوله : و الحاصل : خلاصه كلام اينكه : حكم به طهارت ملاقى از لحاظ ادلّه و قواعد خيلى مشكل شد چون دليل معتبرى نيافتيم و بعض الفحول كه ظاهرا مرحوم آخوند باشد در حكم به طهارت و نجاست ملاقى متحير مانده ولى اكثر قائل به طهارت شدهاند از جمله شيخ اعظم در رسائل و در عينحال مسئله نياز به بررسى كاملتر و تحقيق وسيعترى از نقادان فن دارد .
قوله : ثم انه : بطور كلى ملاقات شيئ پاك با يكى از دو طرف شبهه سه نوع است :
1 - گاهى اين ملاقات قبل از حصول علم اجمالى تحقق مىيابد و بعد علم اجمالى مىآيد .
2 - و گاهى ملاقات همزمان با حصول علم اجمالى به نجاست احدهما است .
3 - و گاهى ملاقات پس از علم اجمالى حاصل مىشود .
حال از بيانات مرحوم آخوند « 1 » قول به تفصيل استفاده مىشود و آن اينكه اگر ملاقات قبل از علم اجمالى يا مع العلم حاصل شود در اين دو صورت حكم مىشود به تنجس ملاقى و اگر بعد از علم اجمالى حاصل شود حكم مىشود به طهارت ملاقى .
هامش
( 1 ) - كفايه ، ج 2 ، صفحهء 224 .