است و شك هم بكنيم اصل برائت جارى مىشود .
2 - شك ما در طهارت و نجاست ملاقى مسبب است از شك در طهارت و نجاست ملاقا و قانون شك سببى و مسببى اينست كه ما دامى كه اصل سببى جارى مىشود چه موافق و چه مخالف خودبخود حساب مسبب تصفيه مىشود و نوبت به آن نمىرسد امّا اگر احيانا اصل سببى به نحوى مانع پيدا كرد و قابل جريان نبود نوبت به اصل مسببى مىرسد و آن اصل بلامعارض است و جارى مىشود و ما نحن فيه من هذا القبيل زيرا كه اصل طهارت در ملاقا با اصل طهارت در رفيق الملاقا يعنى طرف ديگر شبهه منافى و معارضند و تساقط مىكنند آنگاه نوبت به اصل مسببى مىرسد و نسبت به ملاقى اصالة الطهارة جارى مىشود .
قوله : و هو مشكل : جناب مصنف به سه دليل نظريه اوّل را مردود دانسته و خود قول ثانى را برمىگزيند چه اينكه عدّهاى از متقدمين و متأخرين هم همين نظريه را دارند .
دليل اوّل : فرض اينست كه همه قبول داريم كه اجتناب از مشتبهين لازم است و معناى اجتناب از مشتبه آنست كه بوجه من الوجوه آن را استعمال نكنيم و آن در صورتى است كه از خود مشتبه و ملاقى آن اجتناب كنيم و الّا اگر ملاقى آن را به كار ببنديم مثلا با بدن يا لباسى كه با احد اطراف شبهه ملاقات كرده نماز بخوانيم عرفا لا يصدق الاجتناب عن المشتبه و عدم استعمال المشتبه مطلقا و لذا براى صدق اجتناب و امتثال بايد حتّى از ملاقى مشتبه هم اجتناب كنيم و شايد در حديث عمار ساباطى هم ارشاد به همين مطلب باشد كه حضرت فرمودند : هردو اناء را دور بريزد از باب اينكه هرگز مبتلا به استعمال آنها نشود بوجه من الوجوه .
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٤