تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
همچنين مشتبهين ، به شبههء مقرونه به علم اجمالى هم مستقلا موضوع است براى وجوب اجتناب ببركت علم اجمالى و همچنين اگر شيئ پاكى با هردو طرف شبهه ملاقات كرد يقين تفصيلى پيدا مىشود به نجاست و وجوب اجتناب آن و همچنين اگر دو شيئ طاهر هركدام با يكى از دو طرف شبهه ملاقات كردند از علم اجمالى اوّل نسبت به دو طرف شبهه و ملاقاها يك علم اجمالى جديد نسبت به اين دو شئ و ملاقىها پيدا مىشود و همان احكام را دارد كه از ايندو نيز بايد اجتناب كرد . انما الكلام در اينست كه اگر شيئ پاكى با يكى از دو طرف شبههء مقرونه به علم اجمالى ملاقات كرد آيا ملاقى يكى از اطراف شبهه هم در حكم دو طرف شبهه است و اجتناب از آن واجب است يا اينكه ملاقى حسابش جدا است و محكوم به طهارت است ؟ در اين زمينه و جهان ( دو احتمال داراى دليل ) بل قولان ( دو احتمال قائل هم دارد ) . 1 - جناب شيخ انصارى و جماعتى برآنند كه ملاقى احد اطراف شبهه محكوم به طهارت است . 2 - جناب مصنف و جماعتى برآنند كه ملاقى يكطرف شبهه در حكم ملاقا است و همانطورى كه از ملاقا بايد اجتناب كرد از ملاقى نيز بايد اجتناب كرد . ادلّه قول اوّل : شيخ اعظم و ديگران دو دليل آورده‌اند براى طهارت ملاقى : 1 - ما هرچه گشتيم در لسان ادلّه دليلى نيافتيم كه دلالت كند براينكه ملاقى مشتبه در حكم خود مشتبه است آرى ملاقى النجس نجس ولى ملاقى احد اطراف الشبهه محكوم بالتنجس لا دليل عليه و لذا حكم به وجوب اجتناب از آن بلادليل