تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
هريك خطاب تنجيزى درست نشود بلكه از طرق ديگر حساب بعض اطراف تصفيه شود البتّه نسبت به بعض ديگر هم علم اجمالى تأثير نخواهد گذاشت و اينك چند نمونه از مواردى كه علم اجمالى تأثير ندارد مىآوريم : الف : دو ظرف آب داريم و علم اجمالى پيدا كرديم كه هم‌اكنون يكى از آن دو نجس شد و قطرهء خون يا بولى درون احدهما افتاد امّا قبل از اينكه علم اجمالى پيدا كنيم يكى از دو طرف علم اجمالى معينا و تفصيلا نجس بوده مثلا اناء دست راستمان حتما نجس بوده در اينجا آن علم اجمالى تأثير ندارد زيرا كه يحتمل درون آن انائى افتاده كه از اوّل نجس بوده و در اين صورت از ناحيه علم اجمالى نسبت به آن تكليفى نيامد و حكم جديدى درست نشد پس نسبت به اينطرف علم اجمالى وجودش كالعدم است آنگاه تنها طرف ديگر باقى مىماند كه نسبت به آن هم مجرّد شك بدوى است چون علم اجمالى دو طرف مىطلبد نه يكطرف و وقتى صرف شك بود اصالة الطهارة و الاباحة و البرائة و . . . در آن جارى مىشود . ب : دو ظرف آب داريم كه يقينا يكى از آن دو آب كثير و كر است كه به مجرّد ملاقات با نجاست منفعل نمىشود مگر يكى از اوصاف ثلاثهء آن تغيير كند و ديگرى يقينا قليل است و به مجرّد ملاقات منفعل مىشود و پس از مدّتى قطرهء خونى درون يكى از آن دو افتاد كه اجمالا مىدانيم يا در ظرف آب كثير واقع شد و يا آب قليل باز علم اجمالى تأثير ندارد زيرا كه بر فرض يقين تفصيلى هم داشتيم كه در آب كثير افتاده تأثيرى نداشت تا چه رسد به علم اجمالى و لذا يكطرف از محل بحث خارج مىشود و از ناحيهء علم اجمالى نسبت به آن خطاب تنجيزى صادر نشد و وجود علم اجمالى نسبت به آن كالعدم است و نسبت به طرف ديگر هم مجرّد شك بدوى است و لذا