مثلا مهر سجود انسان باشد يا پشت اناء هم بالفعل مبتلا به باشد آيا باز هم مشهور خواهند فرمود كه اجتناب لازم نيست ؟ خيلى بعيد است كه بتوان نسبت داد به آنها حكم به طهارت را در اين فرض پس اين مسئله فرعيه هم نقضى بر گفتار ما نشد و مطلب همان است كه گفتيم .
تنبيه دوّم
هرگاه مكلف عمدا هردو طرف شبههء تحريميه را استعمال كند مثلا هم از اين مايع و هم از مايع ديگر بنوشد با فرض اينكه اجمالا مىداند احدهما نجس هستند قطعا و عند الكل مستحق عقوبت هست و عقابش بر مخالفت حرام و ارتكاب حرام واقعى فى البين است .
و هرگاه احدهما را مرتكب شد و مصادف با واقع در آمد يعنى فى الواقع هم حرام واقعى در همانطرف بود باز عقاب دارد بخاطر معصيت مولى و مخالفت با واقع .
انما الكلام در اينست كه يكى از اطراف شبهه را مرتكب شد و خوشبختانه لم يصادف الواقع يعنى با حرام واقعى مصادفت نكرد آيا به صرف اينكه مشتبه به علم اجمالى را مرتكب شده مستحق عقوبت است ؟ يا چنين شخصى متجرى است و احكام تجرى بر وى پياده مىشود ؟
فى المسئله و جهان بل قولان :
1 - عدّهاى برآنند كه مرتكب احد المشتبهين هم مستحق عقوبت است بدليل اينكه در لسان ادلّه همانطوريكه از ارتكاب حرام واقعى ما نهى شدهايم و ارتكاب آن عقاب دارد همچنين از ارتكاب مشتبه نيز منع شدهايم پس عنوان مشتبه خود