معلوم مىشود علم اجمالى مؤثر است .
5 - روايتى كه وارد شده در رابطه با اينكه از امام سئوال مىشود : شخصى يكى از جوانب لباس او ( مثل قسمت بالاى عبا ) نجس شده و دقيقا جاى او را نمىداند حضرت فرمودند : آن ناحيه را كه اجمالا مىداند خون مثلا بدان اصابت كرده شستشو دهد تا آنجا كه يقين به طهارت حاصل كند چون علم اجمالى اشتغال ذمه آورد و آن مستدعى فراغت يقينيه است حال اگر علم اجمالى مؤثر نبود وجهى براى اين فرمايشات نبود .
نكته : روايت چهار و پنج مربوط به شبههء وجوبيه است و مورد بحث ما مربوط به شبههء تحريميه موضوعيه است آنگاه شبيه اشكالى كه مصنف در رابطه با اخبار ثلاثهء حليت به شيخ انصارى داشت در اينجا به خود ايشان وارد است كه اين احاديث ظهور يا نص در شبهه وجوبيه است و به درد شبههء تحريميه نمىخورد پس چگونه بدان استدلال شده ولى جوابش همان است كه در آنجا اشاره شد كه از باب وحدت مناط استدلال مىشود ) .
قوله : و هناك : اين قسمت اشاره به قول چهارم در باب علم اجمالى است و آن اينكه موافقت قطعيه لازم نيست بلكه با قيد قرعه حرام واقعى را مشخّص مىسازيم و از بقيهء اطراف استفاده مىكنيم دليل اين عدّه روايتى است از يحيى بن اكثم از امام جواد ( ع ) راجع به گله گوسفندى كه چوپان بر يكى از آنها جسته و با او وطى كرده و آن را در ميان گله رها كرده و الآن نمىداند كه كدام است چه كند ؟
حضرت ( ع ) فرمودند : « يقسم الغنم نصفين ثم يقرع بينهما فكلما وقع السهم عليه قسم غيره قسمين و هكذا حتى يبقى واحد و نجى الباقى » خلاصه اينكه گلهء
شرح اصول استنباط ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٧