است يا امر و نهى ارشادى . مثلا ، در
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . . »
« 1 » امر بهطور صيغهء امر حاضر وارد شده است . سؤال اين است كه
« أَطِيعُوا اللَّهَ »
امر مولوى است يا ارشادى ؟ اگر قرآن نمىگفت
« أَطِيعُوا اللَّهَ »
آيا در اينجا تطابق آراى عقلاء نبود ؟ آيا اين امر جزء آراى محموده نيست ؟ پاسخ اين است كه مسلما اين امر اظهر و اجلاى آراى محمودة و اظهر و اجلاى تطابق آراى عقلاست ، از باب شكر منعم و فطرى است و قهرا حكم كافهء عقلاست . پس ، در رتبهء سابق بر اين امر تطابق ، آراى عقلاء بر
« أَطِيعُوا اللَّهَ »
است و
« أَطِيعُوا الرَّسُولَ »
نيز به ملاك اطاعت از خدا و بازگشت به همان ملاك مىباشد و در
« أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
نيز .
بنابراين ، امر مذكور قهرا مىبايد ارشادى باشد ؛ يعنى ارشاد به « ما حكم به العقلاء » چون ، در غير اين صورت ، تحصيل حاصل لازم مىآيد . اين اطاعت قبلا حاصل است و جزء آراى محمودة به شمار مىآيد .
چنانچه بخواهيم به ضابطهء كلى اشاره كنيم ، بايد بگوييم كه هرجا شارع وارد باب « مستقلات عقلية » مىشود ، اين باب جزء آراى محمودة است و ناگزير بايد آن را حمل بر تأكيد كرد و گفت اين مطلب « تأكيدا لما حكم به العقل » است ، لا تأسيسا . زيرا معناى تأسيس آن است كه چيزى تازه باشد . اما در اين موارد به يك معنى مىتوان گفت كه اصلا ملازمة نيست و خود آن است . حكم شرع همان حكم عقلاست ، زيرا شارع خود رئيس عقلاء و خالق آنهاست و بيانش از باب
هامش
( 1 ) النساء ( 4 ) : 59 « . . . فرمان خدا و رسول و فرمانداران را اطاعت كنيد . . . » .