تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
به‌هرحال ، ملازمة وجود دارد ؛ زيرا وقتى عقل درك كرد كه در اين امر مصلحت ملزمة هست و درك كرد كه اين امر جزء آراى محمودة است و تطابق آراى عقلاء بود كه ظلم قبيح است و عدل حسن است ، يا صدق حسن و كذب قبيح است ، چطور مىتوان گفت شارع با اين مخالفت مىكند ؟ چطور شارع مقدس كه خودش رئيس عقلا و خالق آنهاست و بر وفق فطرت عقلاء جعل قانون مىكند و تشريع مىكند ، به مخالفت مىپردازد ؟ چنين نيست ، بلكه مىآيد و طبق همان حكم عقلاء كه ملهم از ارادهء تكوينيهء ذات بارىتعالى است حكم مىدهد ؛ يعنى همان‌طور كه ما بر مبناى عقل و آراى عقلاء و تطابق آراى عقلاء حسن صدق و حسن عدل را - كه جزء آراى محمودة است - درك مىكنيم ، شارع مقدس نيز يقينا دربارهء اين امر مىگويد « حسن » و در موردى هم كه به « ينبغى تركه » رسيديم ، شارع مقدس نمىآيد بر خلاف تمام آراى عقلاء حكم كند . بنابراين ، ملازمة ثابت است . به تعبير ديگر ، ارادهء تشريعية ذات بارىتعالى نمىتواند بر خلاف ارادهء تكوينيهء او در انسانها - كه همان فطرت است - باشد و عقلاء بما هم عقلاء براساس فطرتشان حكم مىكنند و بر همين اساس در همهء اعصار و امصار اختلاف در رأى در اين‌چنين احكام پديد نمىآيد . نكتهء مهم آن است كه در جايى كه آراى محمودة و تطابق آراى عقلا وجود دارد اختلافى نيست ؛ يعنى همه آن را قبول دارند . همهء امم ، در تمامى قرون و اعصار و امصار ، بر اين معنى اتفاق نظر دارند كه « العدل حسن » و در تمامى آراى عقلا هم تطابق هست كه « الظلم قبيح » و « ينبغى فعله » و « ينبغى تركه » . اما بايد ديد آيا امر و نهى شارع در اين قسم « ينبغى فعله » و « ينبغى تركه » امر و نهى مولوى
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 329 | محمد موسوى بجنوردى