تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
خود اوست كه « يرى الاشياء كما هى هى » . در فكر و درك انسانى هيچ اعوجاج و انحرافى نيست . اين انحرافها و اعوجاجها مولود عوامل خارجى و محيط و جامعه‌اى است كه انسان در آن زندگى مىكند ، و الا انسان بما هو هو مولد على الفطرة است و فطرت خداجويى و خداطلبى و خداستايى و خداپرستى در عمق وجدان بشر وجود دارد . به تعبير ديگر ، چنانچه انسان فطرت اصلى خويش را از دست ندهد و تحت تأثير محيط فاسد و تربيت غلط واقع نشود ، به سوى آفرينندهء خويش توجه مىنمايد و او را از صميم قلب پرستش مىكند . كفر و الحاد و شرك و بت‌پرستى نتيجهء آلايش فطرت و دگرگون گشتن آن به وسيلهء عوامل گمراه‌كننده است ، قرآن كريم مسألهء فطرت خداجويى و خداطلبى و خداپرستى انسان را به‌طور صريح عنوان كرده است :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها . . . »
« 1 » اسلام در مقام رهبرى بشر و عطف توجه وى به سوى فطرت كوشش نموده است و وجدان اصلىاش را بيدار و فطرت اوليه‌اش را از آلايش پاك گردانيده است . فطرت انسانى مىگويد كه وديعة را رد بكنيد و همين فطرت مىگويد كه ظلم و كذب قبيح است و صدق حسن است . يعنى همهء آن مسائلى كه در شرع مقدس آمده و به ما گفته شده است كه فلان امر حرام و فلان كار واجب است بر همگى آنها فطرت انسانى حاكم است . بنابراين ، پيامبران و كتابهاى آسمانى منزلهء ارشاد به حكم عقلى را دارند : « الاحكام الشرعية ألطاف فى الاحكام العقلية » . احكام شرعى لطفى است نسبت به همان احكام عقلى و
هامش
( 1 ) الروم ( 30 ) : 30 « پس تو اى رسول مستقيم روى به جانب آيين پاك اسلام آور و پيوسته از طريقهء دين خدا كه فطرت خلق را برآن آفريده است پيروى كن . . . » .