تعبديات و توصليات فرق هست . در توصليات تكرر مضر نيست ، اشكالى ندارد مثلا شما دستتان را چند بار آب بكشيد . اما اگر در تكرر تعبديات مرتكب تكرر شويم ، چطور ؟
مثلا كسى كه قبله را نمىداند اگر به هر چهار طرف نماز بخواند در هرجهت نمازى كه مىخواند نمىداند همان نمازى است كه بر او واجب است يا نه ( چون قصد وجه و تمييز نمىتواند بكند ) . پس اگر احتياط موجب تكرر در تعبديات شود به دليل اينكه قصد وجه و تمييز نمىتواند بكند ، تكرر جايز نيست .
به اين مسئله اينگونه مىتوانيم پاسخ دهيم كه در عبادات نه قصد وجه واجب است نه قصد تمييز و در هيچ روايتى اين قصد ضرورى شمرده نشده است . بلكه تكرر در امور عبادى آكد در عبوديت و بندگى است .
گفته شده « أفضل الأعمال أحمزها اى أشقها » ، چنانچه مكلف به چهار طرف نماز بخواند تا قبلهء واقعى را درك كند نزد خدا مقربتر است . اين شدت اهتمام عبد را مىرساند ؛ نه قصد وجه و نه قصد تمييز دارد . در مقام كرنش و اطاعت و بندگى امتثال علمى اجمالى قوىتر از امتثال علمى تفصيلى است .
اما كسانى كه علم اجمالى را علت تامه براى تنجز تكليف مىدانند ، مىگويند كه در يك طرف هم ، اصل مرخص جارى نمىشود زيرا اگر ما در يك طرف علم اجمالى ، اصل مرخص را جارى كنيم اين احتمال تناقض است . به فرض ما علم اجمالى به نجاست يكى از دو ظرف داريم . اگر در يك طرف استصحاب طهارت
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص٢٥٣