تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
جعل تأليفى : اگر يك چيزى را كه وجود ندارد بخواهيم براى آن ثابت كنيم و به آن اعطاء نماييم اينجا نياز به جعل تأليفى داريم . به عبارت ديگر ، جعل تأليفى عبارتست از « جعل الشىء لشيء » كه از آن به « مفاد هليّهء مركبه » ياد مىشود و يا به تعبير اصوليها « مفاد كان ناقصه » و به تعبير ادبا « جعل متعدى الى مفعولين » . در اينجاست كه قانونگذار بايد چيزى را كه موجود ندارد اعتبار كند و به عبارت ديگر ، جعل به چيزى كه موجود نيست به آن فقر دارد ، تعلق مىگيرد . پس در جعل تأليفى ، جعل به امورى كه شيء فاقد آنهاست ، تعلق مىگيرد . جعل تأليفى در محدودهء اعراض مفارقهء ذات است ؛ همانند كتابت براى انسان ، علم براى انسان ، رنگ سفيد براى جسم . لذا حكيم سبزوارى در منظومه مىفرمايند : « ثم الجعل المؤلف يختص تعلقه بالعرضيات المفارقة لخلو الذات عنها و لا يتصور بين الشىء و نفسه و لا بينة و بين ذاتياته و لا بينة و بين عوارضه الذاتية اللازمة » . در باب جعل مركب ( تأليفى ) بايستى موضوع قبلا ثابت باشد و اضافه به آن داده شود چنان‌كه حاج ملا هادى سبزوارى مىفرمايد :
« و فى بسيطة من الهلية * لا تجرى القاعدة الفرعية »
كه قاعدهء فرعيه عبارتست از « ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبت له » . مثلا اگر بخواهيم بگوييم اين انسان عالم است ؛ بايد آن انسان موجود باشد آن‌وقت اضافه بر موجود بودن ، صفت عالم بودن را براى او ثابت كنيم . اما در « زيد موجود » ديگر قاعدهء فرعيه جارى نمىشود زيرا در اينجا محمول ، اصل موجود است .