حجيت قطع
حجيت هر چيزى و هر دليلى نياز به آن دارد كه قانونگذار جعل حجيت يا جعل كاشفيت و طريقيت براى آن دليل بنمايد . هر چيز جعلى كه قانونگذار اعطا مىكند بايد منتهى به يك امر ذاتى شود . طبق يك قاعدهء فلسفى : « كلّما بالعرض لا بدّ أن ينتهى الى ما بالذات » هر امرى كه عرضى از براى يك شيء ثابت مىشود بايد منتهى گردد به يك چيزى كه نسبت به آن شيء ذاتى است .
ما دو گونه جعل داريم : 1 - جعل بسيط ؛ 2 - جعل تأليفى .
جعل بسيط : عبارتست از ايجاد الشىء و به تعبير ديگر ، عبارتست از افاضهء وجود كه پديدآورنده ، چيزى را پديد مىآورد و موجود مىكند . وقتى موجود كرد هرچه كه براى آن چيز ذاتى است همزمان با پديد آمدن آن چيز ، موجود مىشود .
ديگر نيازى نيست كه كسى بيايد و ذاتيات اين موجود را اضافهء بر وجود ، موجود كند .
جعل بسيط در محدودهء ذات و ذاتيات و لوازم ذات يك شيء است كه با جعل اصل ذات آنها نيز مجعول مىشوند و جعل جداگانهاى ندارند ، بلكه محالست كه اين امر مجعول به جعل مستقلى باشند . مثلا وقتى آتش را موجود كرديم ديگر نيازى نيست كه حرارت و سوزاندن را هم به وجود آوريم زيرا اين حرارت و سوزاندن از معاليل و ذاتيات آتش است ، پس تنها افاضهء وجود است .
بنابراين ، جعل بسيط يعنى « جعل الشىء شيئا » يا در اصطلاح ادبا « جعل متعدى الى مفعول واحد » يا به قول اصوليها « مفاد كان تامه » يعنى محمول ، نفس وجود است يا به تعبير فلسفى « مفاد هليّهء بسيطه » .