تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
معانى براى لفظ غنا ذكر شده است و براساس اختلافى كه در مفهوم وجود دارد ، حكم غنا نزد بزرگان متفاوت است . بر مفهوم آنيه نيز كه مورد اختلاف است ثمرهء فقهى مترتب است . نكتهء قابل ذكر ديگر اين است كه اجمال و تبيين نسبت به كسى صحيح است كه عالم و عارف به وضع باشد . اگر كسى به وضع جاهل باشد و نداند كه الفاظ مورد نظر از براى كدام يك از معانى وضع شده‌اند ، ندانستن شخص سبب اتصاف لفظ به اجمال نيست . بنابراين ، بعد از فراغ از اين امر كه شخص عالم به وضع است ، الفاظ و معانى تركيبيه و افراديه متصف به اجمال و تبيين مىشوند . به‌طور خلاصه ، وقتى گفته مىشود لفظى مجمل است ، معنايش آن است كه اين لفظ نزد كسى كه عالم به وضع است ظاهر ندارد . بنابراين ، اجمال عبارت مىشود از عدم صلاحيت لفظ و حكايت آن از معنايى مشخص و تعين به آن نزد عالم و عارف به وضع ، از باب اشتراك آن لفظ بين معانى متعدده يا از باب تعدد وضع - مانند لفظ « عين » كه مشترك بين معانى متعدده است و يا از باب تساوى معناى مجازى و حقيقى و يا از جهت ديگر . « 1 » آنچه گفته شد ناظر به اجمال و تبيين بود كه از اوصاف لفظ است - چه در معانى تركيبيه و چه در معانى افراديه . اما بعضى از بزرگان ، مانند شيخ انصارى - قدس سره - اجمال و تبيين را در معانى نيز سرايت داده و قائل شده‌اند به اينكه
هامش
( 1 ) تفصيل اين مطلب در مغالطات لفظيه آمده است و منحصر در شش نوع است : 1 - مغالطهء در اشتراك اسم ؛ 2 - مغالطهء در هيئت لفظ ؛ 3 - مغالطهء در اعراب و اعجام ؛ 4 - مغالطهء ممارات ؛ 5 - مغالطهء تركيب مفصل ؛ 6 - مغالطهء تفصيل مركب .
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 214 | محمد موسوى بجنوردى