5 ) استعمال در مطلقى كه مقيد شده است به عنوان حقيقت است يا مجاز ؟
در اين باب ، بزرگان اقوالى دارند . بعضى گفتهاند استعمال حقيقت است و بعضى ديگر استعمال را مجاز مىدانند و بعضى بين تقييد به متصل و تقييد به منفصل تفصيل داده و گفتهاند اگر تقييد متصل باشد ، حقيقت است و اگر تقييد ، تقييد منفصل باشد مجاز است . حق اين است كه مطلقا حقيقت است - چه تقييد متصل باشد و چه منفصل .
پس از آنكه گفتيم اسماى اجناس و الفاظ از براى ماهيت مهملة وضع شدهاند و موضوع له هم همان ماهيت مهملة يعنى همان ذات معنى است ، اطلاق و تقييد از مدلول لفظ خارج مىشوند و هركدام نياز دارد به استفاده از خارج ، يعنى استفادهء اطلاق و تقييد بايد به وسيلهء دال ديگرى باشد و نيز گفتيم كه براى اطلاق از مقدمات حكمت استفاده مىشود . دال ديگر ماهيت مهملة است و بنابراين نه مجازيت بهطور مطلق درست است و نه تفصيلى كه بين تقييد متصل و تقييد منفصل دادهاند . حق در مسئله آن است كه چون موضوع له اسماى اجناس و الفاظ ماهيت مهملة است ، مطلقا استعمال در مطلق - چه مقيد متصل باشد و چه منفصل - استعمال حقيقى است .
6 ) مطلق و مقيد متنافى با يكديگر
اگر مطلق و مقيدى كه وارد مىشوند در ايجاب و سلب متنافى باشند ، مثل اينكه يكى بگويد « أعتق رقبة » و يكى بگويد « لا تعتق رقبة كافرة » ؛ اگر مثلا مطلق