چيزى كه كلب صيد مىكند بخوريد ، بايد ديد دستور
« فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ . . . » ،
در مقام بيان چه مسألهاى است . در پاسخ مىگوييم شارع در مقام بيان حليت أكل لحم حيوانى است كه با اين خصوصيت صيد شده است . لكن اين مطلب كه دهان سگ با گوشت حيوان ملاقات كرده است و سگ هم نجس العين است و بنابراين بايد دهانزدهء آن را تطهير كرد ، داخل در اطلاق
« فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ . . . »
نيست تا گفته شود نيازى به تطهير نيست . زيرا اطلاق از جهت حليت اكل لحم حيوانى است كه سگ آن را صيد كرده است ، نه در مقام بيان طهارت . بنابراين ، نمىتوان براى اثبات طهارت به اطلاق
« فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ . . . »
تمسك كرد . ازاينرو ، گفته مىشود كه
« فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ . . . »
از اين حيث اطلاق دارد ، نه از تمام حيثيات .
ج . عدم تقييد مطلق به دليل لفظى يا دليل لبى ( كه مثل همان اجماع باشد ) چه اين دليل متصل باشد يا منفصل . چنانچه به هنگام تقييد دليل متصل باشد ، اصلا براى مطلق ظهورى در اطلاق منعقد نمىشود ، يعنى از اول مضيق است و اگر تقييد به دليل منفصل باشد ، حجتى از براى ظهور آن اطلاق نمىماند ، چون يك حجت اقوى آمده و حجت اولى را محكوم ساخته است . بنابراين ، در صورت آمدن تقييد چه به دليل لفظى چه به دليل لبى و اعم از متصل يا منفصل ، نمىتوان تمسك به اطلاق كرد .
د . عدم قدر متيقن در مقام تخاطب . بعضى از بزرگان گفتهاند كه در مقام تخاطب نبايد قدر متيقن داشت . اگر در مقام تخاطب قدر متيقن داشته باشيم ، بايد به همان مورد اكتفا كرد و نمىتوان به اطلاق تمسك كرد . مقصود از قدر متيقن در مقام تخاطب مقام تفهيم و تفهم به حسب دلالت لفظى و وضعى است .