تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ملا هادى سبزوارى در منظومه ، معتقد است كه لا به شرط قسمى كلى طبيعى باشد . چون كلى طبيعى در خارج موجود است ، بنابراين كلى طبيعى عبارت است از ماهيت لا به شرط مقسمى . لكن اين معنى لا يعقل به نظر مىرسد ، به جهت اينكه لا به شرط مقسمى نمىتواند در خارج موجود باشد ، چون قدر مشترك است بين موجود در خارج - به شرط شيء و لا به شرط - و غير موجود در خارج - ماهيت به شرط لا - درحالىكه كلى طبيعى در خارج موجود است . د . ماهيت لا به شرط مقسمى : در لا به شرط مقسمى ، طبيعت به گونه‌اى ملاحظه مىشود كه در آن هيچ‌گونه امر و اعتبارى لحاظ نگردد - حتى اعتبار لا به شرط از اتحاد و عدم اتحاد و انضمام و عدم انضمام . بنابراين ، لحاظ ماهيت است همراه خارج از ذات خود و غير مشروط به وجود ما و يا به عدمش و خلاصة لا به شرط است به آنها . بدين ترتيب ، فرق بين لا به شرط قسمى و لا به شرط مقسمى اين است كه در لا به شرط قسمى طبيعت لا به شرط است نسبت به تقييد به وجود يا به عدم عوارض . اما در لا به شرط مقسمى ملاحظهء طبيعت بالنسبة به نفس همين اعتبارات ثلاث يعنى به شرط لائيت و به شرط شيئيت و لابشرطيت است كه همهء اين‌ها از اقسام لا به شرط مقسمى هستند . پس ، لا به شرط قسمى ملاحظهء طبيعت است غير مقيد به وجود خصوصيت يا خصوصيات و غير مقيد است به عدم آن خصوصيات . اما لا به شرط مقسمى عبارت است از ملاحظهء طبيعت غير مقيد به وجود يكى از اين اعتبارات ثلاث يا به عدم آنها . در واقع ، ماهيت به شرط شيء و ماهيت به شرط لا و نيز ماهيت لا به شرط قسم هستند و لا به شرط مورد بحث ما مقسم است از براى هر سه و مقسم وقتى
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 201 | محمد موسوى بجنوردى