تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
به مقدمات حكمت دارد و بايد در موضوع قابل اين تقييد وارد شود ، در نتيجه تقابل اين دو ( اطلاق و تقييد ) تقابل عدم و ملكه خواهد بود و نبايد تصور كرد كه اين تقابل سلب و ايجاب و يا تقابل و تضاد است . چون اعتبار قابليت در تقييد را در موضوع قابل آورده و ذكر كرده‌ايم ، قهرا امر منحصر در تقابل عدم و ملكه مىشود ، نه سلب و ايجاب و نه تضاد . در واقع ، در اين قسم از تقابلها قابليت محل شرط نيست ، حال آنكه در خصوص مطلق و مقيد اين قابليت محل شرط است .

3 ) اعتبارات ماهيت و طبيعت

در اين بحث بايد به چند امر پرداخت : الف . ماهيت به شرط شيء ؛ ب . ماهيت به شرط لا ؛ ج . ماهيت لا به شرط قسمى ؛ د . ماهيت لا به شرط مقسمى ؛ ه . ماهيت مهملة . پس از بحث دربارهء اين پنج اعتبار و تحديد حدود آنها بايد ديد كه موضوع له اسماء اجناس چيست و جزء كدام يك از اين اقسام مىباشد . اعتبارات ماهيت و طبيعت گاه مطلقه يا مخلوطه و يا مجرده مىباشند . معنى مطلقه آن است كه عدم تقييد به قيدى و تخصص به خصوصيتى ، مطلق است ؛ معنى مخلوطه آن است كه تخصص به خصوصيت و تقييد به قيد مخلوطه است و معناى طبيعت مجرده اين است كه از تمامى ملاحظات مفارقه و جميع خصوصيات يا هر امر عارض ديگرى مجرد است . الف . ماهيت به شرط شيء : ماهيت به شرط شيء عبارت است از ملاحظهء
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 199 | محمد موسوى بجنوردى