طبيعت ماهيت ، به شرط اتحاد و انضمام . مثلا ، در عتق رقبهء مؤمنه ، عتق رقبهء تنها خواستهء مولا نيست ، بلكه رقبهء مشروط و مقيد و منضم به ايمان ؛ يعنى ماهيت به شرط شيء مورد نظر است .
ب . ماهيت به شرط لا : ماهيت و طبيعت به شرط لا عبارت است از ملاحظهء طبيعت و ماهيت ، به شرط عدم اقتران و يا شرط عدم اتحادش به آن شيء و اصطلاحا آن را به شرط لا قسمى مىگويند . مثلا مسافر بايد در صلات رباعيه تقصير كند و روزه هم نمىتواند بگيرد . اما در اينجا يك قيد عدمى وجود دارد و آن اين است كه مسافرت نبايد سفر حرام باشد . حرام نبودن سفر و عدم عصيان در اين ماهيت اخذ شده است ؛ يعنى سفر به شرط لا از معصيت است .
ج . ماهيت لا به شرط قسمى : در ماهيت لا به شرط قسمى ، طبيعت را لا به شرط از اتحاد و انضمام و عدم انضمام ملاحظه مىكنند . اكثر تكاليفى كه واجب است از اينگونه است . خطاب
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ . . . » *
يك خطاب عمومى به تمام مكلفان است ، مثلا در مورد بجا آوردن نماز . در اينجا هيچگونه قيدى اخذ نشده است ، اعم از حرّ و عبد ، مريض و سالم ، يعنى وجود و عدم اين خصوصيات و عوارض هيچيك اخذ نشده است و هر مكلفى بايد تكاليف مذكور را به انجام رساند . در لا به شرط قسمى اشاره مىكنيم به كلام شيخ الرئيس و خواجه نصير الدين طوسى ( ره ) كه مىگويند لا به شرط قسمى همان كلى طبيعى است . بنابراين ، موجود است در خارج به اين بيان كه لحاظ ماهيت ممكن است به تنهايى باشد و يا همراه با خصوصيتى از خصوصيات كه قدر مشترك بين خصوصيات خارجيه است و قهرا قدر مشترك بين خارجيات در خارج موجود است . اما مرحوم حاج