تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ذهنى به حيثى كه فانى در معنون و مرآت خارج در نظر گرفته مىشود و تحليه مىشود در وجود ذهنى به حيثى كه موطن عنوان ذهن است . 3 ) عنوان بما هو مرآت عن الخارج ، متعلق تكليف واقع مىشود ولى اين تكليف به خارج سرايت نمىكند ، زيرا همان‌طور كه پيشتر گفتيم تعلق تكليف به معنون خارجى محال است ، هرچند از طريق عنوان باشد چون واسطيت عنوان مانع از محال بودن تعلق تكليف به خارج نخواهد بود . اكنون بايد مقام و موقع عنوان را از آن رو كه مرآت خارج است ، در ارتباط با تكليف تبيين كنيم . قبلا گفتيم كه عنوان « بما هو فان و مرآت عن الخارج » متعلق تكليف است و فناى عنوان در معنون مصحح تعلق تكليف به عنوان مىباشد . فرق ميان مصحح تكليف با متعلق تكليف زياد است و نبايد اين دو را باهم خلط نمود . خلط بين اين دو موجب شده است كه عده‌اى تكليف را با آنكه متعلق عنوان است ، به معنون سرايت دهند و فعل خارجى را مجمع تكليفين متضادين بدانند و معتقد به امتناع اجتماع امر و نهى شوند حال آنكه آنچه متعلق تكليف است ؛ يعنى عنوان اولا و بالذات مطلوب است و آنچه مصحح تكليف است ثانيا و بالعرض مورد توجه است . در تعريف حرف گفته‌اند « لا يخبر عنه » حال آنكه همين عدم اخبار خود ، عين اخبار از حرف است . مىگوييم حرفى كه از آن خبر داده مىشود عنوان حرف موجود در ذهن است « 1 » و چون اين حرف ذهنى فانى در حرف حقيقى خارجى
هامش
( 1 ) حرف موجود در ذهن مفهوم اسمى دارد ، لذا مىتوان از آن خبر داد .