اجتماع امر و نهى در شيء واحد با مندوحه باشد از جملهء مسائل امر و نهى است و اگر اجتماع امر و نهى در شيء واحد بدون مندوحه باشد مسئله از باب تزاحم است .
تعيين جواز اجتماع امر و نهى
بعد از بيان اصل نزاع اينك دلايل و مبانى قائلين به جواز را مورد بررسى قرار مىدهيم . گروهى از محققين متأخر مثل مرحوم آقا ضياء اراكى و مرحوم شيخ محمد حسين كمپانى قائل به جواز اجتماع امر و نهى شده و استدلال خود را بر سه امر بنا نمودهاند :
1 ) عنوان است كه متعلق تكليف است و وجودى فرضى و ذهنى دارد ، حال آنكه معنون وجود خارجى عنوان است و اين وجود خارجى نمىتواند متعلق تكليف واقع شود ، زيرا خارج ظرف سقوط تكليف است نه ثبوت تكليف .
همچنين در تكليف شوق اعتبار شده است و محال است شوق به خارج تعلق گيرد . و الا تعلق شوق به معنون از دو حال خارج نيست يا در حال وجود و يا در حال عدم و فرض سومى وجود ندارد .
اولا ، تعلق شوق مؤكّد به معنون در حال عدم مايهء ارزيابى موجود يا معدوم و ، ورود شوق مؤكّد بر معدوم مىباشد ، حال آنكه معدوم اثر ندارد و در واقع لازمهء تعلق شوق مؤكّد به معنون ، در حال عدم ، تحقق معدوم بما هو معدوم است و تحقق بخشيدن معدوم بما هو معدوم معقول نيست ، بلكه وجود قابل تحقق است . تعلق شوق مؤكّد در حال وجود معنون نيز محال است زيرا شوق براى