مسألهء اجتماع امر و نهى از ملازمات عقليهء غير مستقله است
آيا مسألهء اجتماع امر و نهى از مباحث الفاظ است يا از مباحث عقليه ؟
اصوليين ملازمات عقليه را به دو دسته تقسيم كردهاند : مستقلات عقليه و غير عقليه . اگر صغرى و كبرى هر دو از احكام عقلى باشند ، آن ملازمات را مستقلات عقليه مىگويند ؛ اما اگر يكى از دو مقدمه با شرع ثابت شود از آن به ملازمات عقليهء غير مستقله تعبير مىكنند .
در ما نحن فيه كبرى يك حكم عقلى است ، ولى صغرى بايد از طريق شرع ثابت شود ؛ يعنى طبق ادلهء شرعية آن هوى الى الركوع كه شخص در مكان غصبى انجام مىدهد ، مأمور به و مصداق حقيقى و تحقيقى براى نماز است و نيز همين هوى الى الركوع در مكان غصبى منهى عنه و مصداق حقيقى و تحقيقى براى غصب است . پس از اخذ اين معنى از شرع ، عقل حكم مىكند . « كل ما اجتمع الامر و النهى فى واحد حقيقى فهو محال » بنابراين مسألهء اجتماع امر و نهى جزء ملازمات عقليهء غير مستقله مىباشد .
استدلال امتناع اجتماع امر و نهى در واحد
همان گونه كه قبلا بيان شد قائلين به امتناع اجتماع امر و نهى ناچارند دو مسئله را بپذيرند :
1 ) حكم از عنوان به معنون سرايت مىكند . اما چرا حكم مستقيما به معنون تعلق نمىگيرد چون حكم از مقولهء كيف است و نمىتواند مستقيما به خارج تعلق يابد و ذهن است كه مرآت خارج و ظرف ثبوت تكاليف و احكام مىباشد ،