476 [ بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوى ]
1 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوى * مىخواند دوش درس مقامات معنوى
2 يعنى بيا كه آتش موسى نمود گل * تا از درخت نكتهء توحيد بشنوى
3 مرغان باغ قافيهسنجند و بذله گوى * تا خواجه مىخورد به غزلهاى پهلوى
4 خوش وقت بورياى گدايى و خواب امن * كاين عيش نيست در خور اورنگ خسروى
5 جمشيد جز حكايت جام از جهان نبرد * زنهار دل مبند بر اسباب دنيوى
6 اين قصهء عجب شنو از بخت واژگون * ما را بكُشت يار به انفاس عيسوى
7 چشمت به غمزه ، خانهء مردم خراب كرد * مخموريت مباد كه خوش مست مىروى
8 دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر * كاى نور چشم من بجز از كشته نَدرَوى
9 ساقى مگر وظيفهء « حافظ » زياده دارد * كاشفته گشت طرّه و دستارِ مولوى