455 [ رفتم به باغ تا كه بچينم سحر گلى ]
1 رفتم به باغ تا كه بچينم سحر گلى * آمد به گوش ناگهم آواز بلبلى
2 مسكين چو من به عشق گلى گشته مبتلا * و اندر چمن فكنده ز فرياد ، غلغلى
3 مىگشتم اندر آن چمن و باغ دمبهدم * مىكردم اندر آن گل و بلبل تأملى
4 گل يار خار گشته و بلبل قرين گل * اين را تغيرى نه و آن را تبدلى
5 چون كرد در دلم اثر آواز عندليب * گشتم چنان كه هيچ نماندم تحمّلى
6 بس گل شكفته مىشود اين باغ را ولى * كس بىبلاى خار نچيدهست ازو گلى
7 « حافظ » مدار اميد فرج از مدار چرخ * دارد هزار عيب و ندارد تفضلى