تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١

398 [ مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو ]

1 مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو
2 گفتم اى بخت بخسبيدى و خورشيد دميد * گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو
3 تكيه بر اختر شب‌گرد مكن كاين عيّار * تاج كاووس رُبود و كمر كيخسرو
4 گر روى پاك و مجرّد چو مسيحا به فلك * از فروغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
5 آسمان گو مفروش اين عظمت كاندر عشق * خرمن مه به جُوى خوشه پروين به دو جو
6 گوشوارِ دُر و لعل ار چه گران دارد گوش * دور خوبى گذران است نصيحت بشنو
7 چشم بد دور ز خال تو كه در عرصهء حسن * بيدقى راند كه بُرد از مه و خورشيد گرو
8 آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت * « حافظ » اين خرقهء پشمينه بينداز و برو