385 [ اى روى ماه منظر تو نوبهار حسن ]
1 اى روى ماه منظر تو نوبهار حسن * خال و خط تو مركز لطف و مدار حسن
2 در چشم پرخمار تو پنهان ، فنون سحر * در زلف بىقرار تو پيدا ، قرار حسن
3 ماهى نتافت همچو تو از برج نيكويى * سروى نخاست ، چون قدت از جويبار حسن
4 خرّم شد از ملاحت تو ، عهد دلبرى * فرّخ شد از لطافت تو ، روزگار حسن
5 از دام زلف و دانهء خال تو در جهان * يك مرغ دل نماند ، نگشته شكار حسن
6 دايم به لطف ، دايهء طبع از ميان جان * مىپرورد به ناز ، ترا در كنار حسن
7 گِردِ لبت بنفشه از آن تازه و تر است * كآب حيات مىخورد ، از چشمه سار حسن
8 « حافظ » طمع بريد كه بيند نظير تو * ديّار نيست جز رُخَت اندر ديار حسن