375 [ چندانكه گفتم غم با طبيبان ]
1 چندانكه گفتم غم با طبيبان * درمان نكردند مسكين غريبان
2 درج محبت بر مُهرِ خود نيست * يا رب مبادا كام رقيبان
3 آن گل كه هر دم در دست باديست * گو شرم بادت از عندليبان
4 ما درد پنهان با يار گفتيم * نتوان نهفتن درد از طبيبان
5 يا رب امان ده تا بازبيند * چشم محبّان ، روى حبيبان
6 اى منعم آخر بر خوان جودت * تا چند باشيم ؟ از بىنصيبان
7 « حافظ » نگشتى شيداى گيتى * گر مىشنيدى پند اديبان