تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥

320 [ گر دست دهد خاك كف پاى نگارم ]

1 گر دست دهد خاك كف پاى نگارم * بر لوح بصر خط غبارى بنگارم
2 پروانهء او گر رسدم در طلب جان * چون شمع همان‌دم ، به دمى جان بسپارم
3 گر قلب دلم را ننهد دوست عيارى * من نقد روان در رهش از ديده شمارم
4 دامن مفشان از من خاكى كه پس از من * زين در نتواند كه برد باد ، غبارم
5 بر بوى كنار تو شدم غرق و اميد است * از موج سرشكم كه رساند به كنارم
6 امروز مكش سر ز وفاى من و انديش * ز آن شب كه من از غم به دعا دست برآرم
7 زلفين سياه تو به دلدارى عشاق * دادند قرارى و ببردند قرارم
8 اى باد از آن باده نسيمى به من آور * كآن بوى ، شفا مىدهد از رنج خمارم
9 « حافظ » لب لعلش چو مرا جان عزيزست * عمرى بود آن لحظه كه جان را به لب آرم