279 [ هاتفى از گوشهء ميخانه دوش ]
1 هاتفى از گوشهء ميخانه دوش * گفت ببخشند گنه مى بنوش
2 عفو الهى بكند كار خويش * مژدهء رحمت برساند سروش
3 لطف خدا بيشتر از جرم ماست * نكتهء سربسته چه دانى خموش
4 اين خرد خام به ميخانه بر * تا مى لعل آوردش خون به جوش
5 گوش من و حلقهء گيسوى يار * روى من و خاك درِ مىفروش
6 رندى « حافظ » نه گناهيست صعب * با كرم پادشه جرم پوش
7 داور دين « شاه شجاع » آنكه كرد * روح قُدُس حلقهء امرش به گوش
8 اى مَلَكُ العَرش مرادش بده * وز خطر چشم بدش دار گوش