274 [ خوشا شيراز و وضع بىمثالش ]
1 خوشا شيراز و وضع بىمثالش * خداوندا نگه دار از زوالش
2 ز « ركناباد » ما صد لوحَشَ اللّه * كه عمر خضر مىبخشد ، زلالش
3 ميان « جعفرآباد » و « مُصلّى » * عبيرآميز مىآيد شمالش
4 به « شيراز » آى و فيض روح قدسى * بجوى از مردم صاحب كمالش
5 كه نام قند « مصرى » بُرد اينجا ؟ * كه شيرينان ندادند انفعالش
6 صبا ز آن لولى شنگول سرمست * چه دارى آگهى ؟ چونست حالش ؟
7 مكن بيدار ازين خوابم خدا را * كه دارم عشرتى خوش با خيالش
8 گر آن شيرين پسر خونت بريزد * دلا چون شير مادر كن حلالش
9 چرا « حافظ » چو مىترسيدى از هجر * نكردى شُكرِ ايّام وصالش