271 [ باغبان گر پنج روزى صحبت گل بايدش ]
1 باغبان گر پنج روزى صحبت گل بايدش * بر جفاى خار هجران ، صبر بلبل بايدش
2 اى دل اندر بند زلفش از پريشانى منال * مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش
3 با چنين زلف و رخى بادش نظربازى حرام * هر كه روى ياسمين و جَعد سنبل بايدش
4 رند عالمسوز را با مصلحت بينى چه كار ؟ * كار مُلك است آنكه تدبير و تأمل بايدش
5 تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست * راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش
6 نازها زان نرگس مستانهاش بايد كشيد * اين دل شوريده تا آن جعد و كاكل بايدش
7 ساقيا در گردش ساغر تعلّل تا به چند ؟ * دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
8 كيست « حافظ » تا ننوشد باده بىآواز چنگ * عاشق مسكين چرا چندين تحمل بايدش ؟