254 [ منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز ]
1 منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز * چه شكر گويمت اى كارساز بندهنواز
2 نيازمندِ بلا گو رخ از غبار مشوى * كه كيمياى مراد است خاكِ كوى نياز
3 به يكدو قطره كه ايثار كردى اى ديده * بسا كه بر رخ دولت كنى كرشمهء ناز
4 طهارت ار نه به خون جگر كند عاشق * به قول مُفتى عشقش درست نيست نماز
5 ز مشكلات طريقت عنان متاب اى دل * كه مرد راه نينديشد از نشيب و فراز
6 درين مقام مجازى ، بجز پياله مگير * درين سراچهء بازيچه ، غير عشق مباز
7 من از نسيم سخن چين چه طرف بربندم * كه سروِ راست درين باغ نيست محرم راز
8 اگر چه حسن تو از عشقِ غير مستغنيست * من آن نيَم كه ازين عشقبازى آيم باز
9 اميد قدّ تو مىداشتم ز بخت بلند * نسيم زلف تو مىخواستم ز عمر دراز
10 غزلسرايى ناهيد صرفهاى نبرد * در آن مقام كه « حافظ » برآورد آواز