تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧

251 [ نصيحتى كنمت بشنو و بهانه مگير ]

1 نصيحتى كنمت بشنو و بهانه مگير * هر آنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير
2 ز وصل روى جوانان تمتّعى بردار * كه در كمينگه عمرست مكر عالم پير
3 نعيم هر دو جهان پيش عاشقان به جوى * كه آن متاع قليل است و اين عطاى كثير
4 معاشرى خوش و رودى بساز مىخواهم * كه درد خويش بگويم به نالهء بم و زير
5 بر آن سرم كه ننوشم مى و گنه نكنم * اگر موافق تدبير من بُوَد تقدير
6 چو قسمت ازلى بىحضور ما كردند * گر اندكى نه به وِفق رضاست خرده مگير
7 به عزم توبه نهادم قدح ز كف صد بار * ولى كرشمهء ساقى نمىكند تقصير
8 چو لاله در قدحم ريز ساقيا مى و مشك * كه نقش خال نگارم نمىرود ز ضمير
9 مى دوساله و محبوب چارده‌ساله * همين بس است مرا صحبت صغير و كبير
10 دل رميده ما را كه دست مىگيرد ؟ * خبر دهيد به مجنونِ خسته از زنجير
11 بيار ساغرِ دُرّ خوشاب اى ساقى * حسود گو كرم آصفى ببين و بمير
12 نگفتمت كه حذر كن ز زلف او اى دل * كه مىكشند درين حلقه باد در زنجير
13 حديث توبه درين بزمگه مگو صوفى * كه ساقيان كمان ابرويت زنند به تير
14 چه جاى گفتهء « خواجو » و شعر « سلمان » است * كه شعر « حافظ » ما به ز گفته‌هاى « ظهير »