اختلاف متنها :
1 - ق - گره از زلف - قصهاش خ - گرهء زلف - وصلهاش پ - گره از زلف - وصلهاش در مصرع اول بيت نخست « گره از زلف » بهتر از « گرهء زلف » در « خ » مىباشد و در مصرع دوم ضبط « ق » « قصهاش » بر « وصلهاش » در « پ و خ » مزيت دارد . زيرا « وصله » مطبوع طبع و مطلوب ذوق سليم نيست بر عكس « قصه » كه در اشعار حافظ فراوان آمده و با وصف « بلندى » توصيف شده است . علت تشبيه زلف دراز و شب به قصه از آن جهت است كه در روزگاران پيش كه فراغت بيشترى دست مىداده قصههاى بلند ، مانند داستانهاى هزار و يك شب و مانند آنها مطلوب بوده كه شبها در حلقهء اهل دل و ياران خوانده مىشده نه قصههاى كوتاه . بطور كلى داستان بلند را قصه ناميده و داستان كوتاه را حكايت مىگفتهاند . در جايى ديگر حافظ مىفرمايد : « شرح شكن زلف خم اندر خم جانان - كوته نتوان كرد كه اين قصه دراز است » و همچنين :
دوش در حلقهء ما قصهء گيسوى تو بود * تا دل شب سخن از سلسلهء موى تو بود
5 - خ - پ - كه غم پردهء شما ق - كه غم پرده بر شما در مصرع اول بيت پنجم « غم پرده بر شما ندرد » با « غم پرده شما ندرد » تفاوتى ندارد .
8 - خ - ق - حوالتش به پ - حوالهاش به در مصرع دوم بيت آخر « حوالتش » زيباتر از « حوالهاش » مىباشد .
يادآورى - مصرع اول بيت چهارم در هر سه كتاب ما چنين است :
« نخست موعظهى پير صحبت اين حرف است » چون اين مصرع از نظر زيبايى و شيوايى و شُهرت و لحن شاعرانه به پايهء ضبط برخى از نسخهها از جمله چاپ انجوى و سهيلى خوانسارى و زير نويس حافظ پژمان نمىرسد ما نيز همان را در متن قرار داديم .