239 [ معاشران گره از زلف يار باز كنيد ]
1 معاشران گره از زلف يار باز كنيد * شبى خوش است بدين قصهاش دراز كنيد
2 حضور خلوتِ انس است و دوستان جمعاند * وَ انْ يَكاد بخوانيد و در ، فراز كنيد
3 رباب و چنگ به بانگ بلند مىگويند * كه گوش هوش به پيغام اهل راز كنيد
4 نخست موعظهء پير مىفروش اين است * كه از مصاحب ناجنس احتراز كنيد
5 به جان دوست كه غم پردهى شما نَدَرد * گر اعتماد بر الطاف كارساز كنيد
6 ميان عاشق و معشوق فرق بسيارست * چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد
7 هر آن كسى كه درين حلقه نيست زنده به عشق * بر او نمرده به فتواى من نماز كنيد
8 و گر طلب كند انعامى از شما « حافظ » * حوالتش به لب يار دلنواز كنيد