تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١

228 [ بر سر آنم كه گر ز دست برآيد ]

1 بر سر آنم كه گر ز دست برآيد * دست به كارى زنم كه غصه سرآيد
2 خلوت دل نيست جاى صحبت اغيار * ديو چو بيرون رود ، فرشته درآيد
3 صحبت حُكّام ، ظلمت شب يلداست * نور ز خورشيد خواه بو كه برآيد
4 بر در ارباب بىمروت دنيا * چند نشينى كه خواجه كى به درآيد
5 تركِ گدايى مكن كه گنج بيابى * از نظر رهروى ، كه در گذر آيد
6 صالح و طالح متاع خويش نمودند * تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد ؟
7 بلبل عاشق تو عمر خواه كه آخر * باغ شود سبز و سرخ گل بدر آيد
8 غفلت « حافظ » درين سراچه عجب نيست * هر كه به ميخانه رفت ، بىخبر آيد