تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

158 [ خوش آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد ]

1 خوش آمد گل وز آن خوش‌تر نباشد * كه در دستت بجز ساغر نباشد
2 زمان خوشدلى درياب و دُر ياب * كه دايم در صدف گوهر نباشد
3 غنيمت دان و مى خور در گلستان * كه گل تا هفتهء ديگر نباشد
4 ز من بنيوش و دل در شاهدى بند * كه حسنش بستهء زيور نباشد
5 بشوى اوراق اگر همدرس مايى * كه علم عشق ، در دفتر نباشد
6 بيا اى شيخ و از خمخانهء ما * شرابى خور كه در كوثر نباشد
7 شرابى بىخمارم بخش ، يا رب * كه با وى هيچ درد سر نباشد
8 ايا پرلعل كرده جام زرين * ببخشا بر كسى كش زر نباشد
9 من از جان بندهء « سلطان اويسم » * اگر چه يادش از چاكر نباشد
10 به تاج عالم آرايش كه خورشيد * چنين زيبندهء افسر نباشد
11 كسى گيرد خطا بر نظم « حافظ » * كه هيچش لطف در گوهر نباشد